خوانش شعر

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

غزل شماره‌ی ۲۰۳۹ مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
خیره‌کشی است ما را دارد دلی چو خارا
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
دردی‌ست غیر مردن آن را دوا نباشد
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
گر اژدهاست بر ره عشقی‌ست چون زمرد
بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی

مولوی بلخی

دیوان شمس

غزلیات

شماره‌ی

۲۰۳۹

 

خوانش:

ماهان نوری

ترک من خراب شب‌گرد مبتلا کن
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن
بر آب دیده‌ی ما صد جای آسیا کن
بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن
ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
از برق این زمرد هی دفع اژدها کن
تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از علما و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که بین او و سلطان محمد خوارزمشاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و بعد از مدتی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا بعد از فوت پدر تحت تعلیمات برهان‌الدین محقق ترمذی قرار گرفت. ملاقات وی با شمس تبریزی در سال ۶۴۲ هجری قمری انقلابی در وی پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوای وی شد و به مراقبت نفس و تذهیب باطن پرداخت. وی در سال ۶۷۲ هجری قمری در قونیه وفات یافت. از آثار او می‌توان به مثنوی، دیوان غزلیات یا کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه اشاره کرد.
آثار مولوی در سایت گنجور:
مثنوی معنوی
دیوان شمس
فیه ما فیه
مجالس سبعه
مشاهده‌ی بیشتر

ماهان نوری

شاید زیباترین توصیف ممکن را زنده‌یاد جسین پناهی عزیز کرده باشند:سرگذشت مردی که هیچکس نبود...

2 دیدگاه

  1. ماییم و آب دیده
    در کنج غم خزیده
    بر آب دیده ی ما
    صد جای آسیا کن
    فوق العاده کمه برای این شعر ، برای این شاعر
    برای این گزینش و خوانش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن